"نان دزدی" در پی هدفمندی یارانه ها


دختر و پسر كوچكي با هم در حال بازي بودند ، پسر تعدادي تيله براق و خوشرنگ و دختر چند تايي شيريني خوشمزه با خود داشت.
پسر به دختر گفت : من همه تيله هايم را به تو مي دهم و تو هم در عوض همه شيريني هايت را به من بده.
دختر بلافاصله قبول كرد ، پسر بدون اين كه دختر متوجه شود، قشنگ ترين تيله را يواشكي زير پايش پنهان كرد و مابقي تيله ها را به دخترك داد . ولي دختر روي قولش ماند و هرچه شيريني داشت، به پسرك داد.
همان شب دختر مثل فرشته ها با آرامش خوابيد؛ ولي پسر نمي توانست بخوابد؛ چون به اين فكر مي كرد همان طور كه خودش بهترين تيله اش را به دختر نداده ، حتماً دختر هم چند تا شيريني قايم كرده و همه را به او نداده !
نتيجه اخلاقي :
عذاب وجدان هميشه با كسي است كه صادق نيست.
آرامش با كسي است كه صادق است.
او میزاید و تو برایش نام انتخاب میکنی.
او درد میکشد و تو نگران از اینکه بچه دختر باشد.
او بیخوابی میکشد و تو خواب حوریان بهشتی میبینی.
او مادر میشود و همه جا میپرسند نام پدر؟
روز زن مبارک
من احمق حرف بابام رو باور کردم و پیچیدم تو خاکی، ٢٠ کیلومتر از جاده دور شده بودم که یهو ماشینم خاموش شد و هر کاری کردم روشن نمیشد.
وسط جنگل، داره شب میشه، نم بارون هم گرفت. اومدم بیرون یکمی با موتور ور رفتم دیدم نه میبینم، نه از موتور ماشین سر در میارم!

اگر گفتین فرق واحد پول ایران و انگلیس چیه ؟
اگر گفتین فرق گردش کردن در تهران و پاریس چیه ؟
اگر گفتین فرق یک تخم مرغ در تهران و مسکو چیه ؟
و.....
من خودم امتحان کردم خیلی راست گفت .
برای دیدن جواب به ادامه مطلب مراجعه فرمایید
مکالمه گروهی یکی دیگر از سرویسهای همراه اول است که اکنون به صورت پیش فرض برای تماس مشترکان دائمی و اعتباری این شرکت فعال است و هزینهای بابت فعالسازی و آبونمان آن از مشترکان گرفته نمیشود.
لازم به ذکر است که این مطلب شامل حال آقای براتی و آقای مرادی نمیشه
الهم نزلنا حوریاً تک دانه(خدایا منو به خاطر این درخواست سنگینم ببخش)...!
کم توقعا...!
السّن الصغیرا...!
I Need لا کوزه ترشی...!
الوضع المالی.... عالی و جهیزیتها کاملةُ...!
و والدینها رو به موتا، ترجیحاً لا خواهر و مادر و پدر و کلهم فک و فامیلا...!
الچشم البسته (لا آفتاب مهتاب دیده)...!
کدبانوا فی المور المنزل (همه جور چیزا)...!
١٨٠% مطیع الامر، لا چون و چرا و تسلیماً لخشمنا...!
قویاً فی تحمل بوی جوراب و الغیر چیزها...!
یا رب اعطینا الیک For Me فوری....!
از باغ ميبرند چراغانيت كنند تا كاج جشنهاي زمستانيت كنند
پوشانده اند صبح تو را ابرهاي تار با اين بهانه كه بارانيت كنند
يوسف!به اين رها شدن از چاه دل مبند اين بار ميبرند كه زندانيت كنند
اي گل گمان نكن به شب جشن ميروي شايد به خاك مرده اي ارزانيت كنند
يك نقطه بيش فرق بين رحيم و رجيم نيست از نقطه اي بترس كه شيطانيت كنند
آب طلب نكرده هميشه مراد نيست گاهي بهانه ايست كه قربانيت كنند
داريوش يك انسان و پادشاه واقعي بود.